رشد وتکثیر باکتری ها
جرخه کربس
مجموعه اشعاری از مولوی
مجموعه اشعاری از فریدون مشیری
کوچه
احساس
جزرومد
فریادهای خاموشی
سخنانی از شریعتی
قطعه گمشده
یه سری اطلاعات در مورد مفاهیم و اصطلاحات علم گیاه پزشکی ...
در این تاپیک می خوایم به طور کلی در مورد مفاهیم واصطلاحات علم گیاهپزشکی صحبت کنیم.
امیدواریم بتونیم مطالب مفیدی را در اینجا جمع آوری کنیم...
هم چنین امیدواریم همه بچه ها در فراهم آوری این مطالب کمک کنند تا یک بانک اطلاعاتی کامل راجع به گیاه پزشکی تهیه کنیم...
تاریخچه ی گیاه پزشکی...
دانش گياهپزشكي درايران سابقهاي كمتر از يك قرن دارد درحاليكه اروپائيان دراين زمينه چند صدسال تجربه اندوختهاند؛ شادروان افشار را ميتوان آغازگر تحقيقات در زمينهي علوم حشرهشناسي، جانورشناسي و گياهپزشكي ايران معرفي كرد. درگذشته كشاورزان ايران با مشكلات بسياري درزمينهي خسارت به محصولات و گياهان مواجه بودند، خسارتهاي نابود كنندهي آفات و بيماريهاي گياهي درطول قرون گذشته موجب قحطيهاي هولناك و مرگ گروه بيشماري از انسانها بوده است. زيانهاي ناشي از حملات پيدرپي دستجات عظيم ملخهاي صحرايي، مراكشي و... درگذشته آنچنان سنگين و غيرقابل جبران بود كه منجر به پيدايي قحطي درطول تاريخ ميشد.
دانش گياهپزشكي و گياهپزشكان امروزه مسووليت سنگين امنيت غذايي بيش از هفتاد ميليون ايراني را برعهده دارند؛ دانش گياهپزشكي كه تاچندي پيش درايران با نام دفع آفات شناخته ميشد، يكي از شاخههاي جديد دانش بشري در جهان و تركيبي از علوم گوناگون است كه آنرا در كشورهاي غربي با نامهاي «Plant medicine»،
«Phytomedicine» و دربيشترمواقع با نام « Plant protection» ميشناسند. درمقايسه با دانش پزشكي، كه به سلامت انسانها ميپردازد، دانش گياهپزشكي نيز با سلامت گياهان ارتباط دارد. بنابراين ميتوان گياهپزشكي را پزشكي گياهان و گياهپزشك را متخصص پزشكي گياهان و درمان كنندهي آفات و بيماريهاي گياهي معنا كرد.
بیماریهای گیاهی...
توليدات كشاورزي توسط آفات، بيماريهاي گياهي و همچنين علفهاي هرز دچار كاهش ميشوند. درعلم بيماريشناسي گياهي، علاوهبر بررسي عوامل ايجادكننده بيماري در گياهان و چگونگي بيماري گياهي، اين علم اهداف عمليتري دارد كه همانا گسترش روشهاي كنترل بيماريهاي گياهي بهمنظور حفاظت توليدات امروز غذاي مورد نياز هزاران گرسنه در دنياست. با توجه بهآنكه گياهان اولين عضو چرخهي غذايي هستند و هرسلول گياهي كلروفيل دارمانند كارخانهاي است كه توليدات آن ميتواند به مصرف ساير موجودات جهان برسد بنابراين بايد به مسائل و معضلات گياهي با ديد جامعتري نگريست.
اهمیت بیماریهای گیاهی
يماريهاي گياهي در دنيا اهميت بسياري دارد؛
بخشي از توليدات گياهي هرساله توسط مجموعهي آفات، بيماريها و علفهاي هرز ازبين ميرود. همچنين نابودي محصولات گياهي منجربه پيدايي قحطي و ازبين رفتن جمعيت انساني ميشود. بيماريهاي گياهي ميتوانند سبب نابودي گونههاي گياهي شوند ازسويي مصرف بيرويهي سموم درچرخهي طبيعت علاوهبر آنكه هزينهي هنگفتي را سالانه به كشورهاي مصرفكننده تحميل ميكند منجربه پيدايي گونههاي مقاوم بيماريزا و نيز اثرات سوءزيستي محيط و همچنين جامعهي مصرفكنندگان ميشود.
در واقع در تمام بيماريها، دخالت انسان درموازنهي گياه و طبيعت و برهم زدن تعادل طبيعي مؤثر است، چنانچه اگر انسان دخالت نكند گياه باتوجه به امكانات موجود و فاكتورهايي كه عالم هستي دربرابر آن قرارداده است رشد كرده و درنهايت ازدياد حاصل ميكند اما اين رشد هميشه تابع عوامل محدودكننده خواهد بود، كه ازجمله ميتوان به عوامل بيماريزاي گياهي اشاره كرد. زيرا عوامل بيماريزاي گياهي درطول رشد گياه به آن صدمهزده و رشد طبيعي گياه را كند خواهد كرد، از سويي گياه باتوجه بهوجود عوامل بيماري سعي در استقامت كرده و درنهايت گياه و عوامل بيماري در شرايط طبيعي به حالت تعادل خواهند رسيد.
تغييرات آب وهوا، سالانه در توسعه و شدت بيماريها تأثير بسزايي دارد و فراواني بيماريها ازاين امر پيروي ميكند. بهطورمعمول درطول ساليان متوالي ميان عوامل بيماريزا و گياهان ميزبان كه درشرايط طبيعي رشد ميكنند همزيستي متعادلي ايجاد ميشود.
تعاملي كه ميان عوامل بيماريزا و گياهان ميزبان پديد ميآيد منجربه ايجاد پديدهي تكاملي است كه درآن عوامل بيماريزا و ميزبان هردو براي زنده ماندن تطابق ژنتيكي حاصل كرده و به تعادل خواهند رسيد.
بشر با كشت انواع گياهان به صورت گسترده و با ايجاد شرايط مصنوعي براي رشد گياهان تعادل طبيعي را برهم زده و منجربه افزايش رشد عوامل بيماريزا شده است كه درنهايت مجبور است بيماريها را كنترل و از شيوع آن جلوگيري كند.
باتوجه به آنكه هزاران نوع بيماري، گياهان كشت شده را تهديد ميكنند اهميت بيماريهاي گياهي بيشتر نمايان ميشود. نوع و ميزان خسارت بيماريهاي گياهي بستگي به گياه، عامل بيماري، محل و شرايط آب وهوايي، مبارزات و كنترلهاي مناسب دارد.
گاهياوقات انتشار بيماريهاي گياهي به شكل اپيدمي (فراگير) درآمده و خسارتهاي زيادي را موجب ميشود.
در قسمت بعد به کلیات بیماریهای گیاهی می پردازیم...
بيماريشناسي گياهي علمي است كه به
مطالعهي عوامل بيماريزا
، شرايط محيطي مؤثر درايجاد بيماري
، مكانيسمهاي ايجاد بيماري توسط عوامل بيماريزا
، اثرات متقابل ميان عوامل بيماريزا و گياه ميزبان بيمار
، روشهاي پيشبيني و كنترل بيماري در گياهان
و در نهايت كاهش خسارت ناشي از آنها
ميپردازد.
مثلث بیماری...
ميزان بيماري تحت تأثير سه عامل نام است:
1- شرايط جوي و محيطي مساعد (مجموعه شرايط افزايش ايجاد بيماري).
2- پاتوژن با قدرت بيماريزايي بالا (مجموعه صفات افزايش بيماري، سازگاري با ميزبان، فراواني و...)
3- ميزبان حساس يا مستعد به بيماري (كل شرايط افزايش حساسيت ميزبان).
هر ضلع اين مثلث بيان كنندهي يكي از سه جزء بيماري است، لازم به توضيح است اندازهي اضلاع متغير ميباشد، براي نمونه در گياه مقاوم با سن نامناسب بيماري، احتمال بروز بيماري كم شده و حتي ممكن است به صفر برسد. همچنانكه اگرگياه حساس درمرحلهاي حساس ازنظر رشد و نمو بوده و تراكم كشت آن نيز زياد باشد بيماري هم به مقدار زياد ديده خواهد شد. به همين ترتيب هراندازه كه پاتوژن فراوانتر، بيماريزاتر و فعالتر باشد پتانسيل ميزان بيماري بيشتر خواهد بود. همچنين شرايط محيطي مطلوبتر كه به پاتوژن كمك ميكند مانند دما، رطوبت، باد و يا شرايطي كه باعث كاهش مقاومت گياه ميشوند به افزايش بيماري كمك خواهدكرد.
ایجاد بیماری در گیاه...
گياه حساس هنگامي به بيماري مبتلا ميشود كه تحت تأثير يك پاتوژن با قدرت بيماري زايي بالا و يا عامل محيطي مساعد قرارگيرد.
دراين صورت وجود حداقل دوعامل براي بروز بيماري لازم است تا با تماس و تداخل آن در داخل گياه موجبات پيدايي بيماري را فراهم كنند. چنانچه بههنگام ارتباط و مدتي پس ازآن شرايط محيطي دگرگون شود براي نمونه هوا خيلي سرد، گرم يا خشك شده و ديگر شرايط لازم براي رشد و توسعه نيز تغيير كند، پاتوژن توانايي حمله به گياه را از دست ميدهد و يا گياه مقاومت خواهد كرد بنابراين با حضور و ارتباط اين دوعامل عارضهاي به نام بيماري بروز نميكند.
بنابراين هريك از اين سه عامل، قابليت تغييرات بسيارزيادي داشته و اگر يكي ازآنها تغيير كند اين تغيير برروي شدت و درجهي بيماري درتمام گياهان تأثير گذاشته و برروي يك جمعيت گياهي مؤثر واقع ميشود.
براي نمونه، گياه ممكن است ازگونه يا رقمي مقاوم و يا غير مقاوم باشد، يا اينكه گياهان دريك منطقهي وسيع ازنظر ژنتيكي يكدست باشند و مجموعه اينها ازعواملي هستند كه قادرند ميزان پيشرفت بيماري بهوسيلهي پاتوژن را درگياه كم يا زياد كنند. جنس پاتوژن نيز ممكن است پرآزاربوده و تعداد آن درمحيط كم يا بينهايت زياد باشد، ازنظر دورهي زندگي هم ممكن است درمرحله هنگفتي بوده و يا احتياج به لايهي نازكي آب يا يك ناقل ويژه داشته باشد.
محيط قادر است رشد و مقاومت گياه ميزبان، رشد يا تكثير و درجهي آزار و آسيبرساني پاتوژن و همچنين انتشار آن توسط عواملي مانند آب، باد، ناقلان و غيره را بههمراه داشته باشد.
پاتوژنها با مصرف مواد موجود در سلولهاي گياهي و يا با ترشح موادي از نوع هورمون، آنزيم و يا مواد سمي سبب برهم زدن تعادل ميان مواد مختلف و يا تغيير در فعل و انفعالات عادي در گياه ميشوند.
درنهايت بيماريهاي گياهي از آن جهت داراي اهميت است كه فتوسنتز را كه از اعمال حياتي و مهم گياهان سبز است دچار اختلال ميكند.
بسياري از پاتوژنها با عمل جلوگيري از تشكيل كلروفيل و يا تخريب آن موجب كاهش عمل فتوسنتز در گياه ميشوند.
زمستان يا تابستان گذراني پاتوژنها
گياهان چندساله كه درسرماي زمستان و يا گرماي تابستان و خشك به حالت خواب باشند پاتوژنهاي آنها قادرند در داخل آنها بهصورت زنده باقي بمانند.
درمناطق سردسير با شروع فصل سرما با ازبين رفتن گياهان يك ساله و اندامهاي هوايي گياهان چندساله پاتوژنهاي مربوطهي آنها نيز براي چندين ماه سرما، بدون ميزبان خواهند ماند يا درهواي گرم و خشك گياهان يك ساله درتابستان ميميرند و پاتوژنهاي آنها بايد چنين شرايطي را بدون ميزبان تحمل كنند.
بنابراين پاتوژنهاي اينگونه گياهان مكانيسمهايي را درخود تكامل دادهاند كه به زنده ماندن آنها درتابستانهاي خشك و زمستانهاي سرد كمك كند.
طبقهبندي بيماريهاي گياهي
طبقهبندي بيماريهاي گياهي ميتواند براساس نوع گياه انجام شود، كه شامل موارد گفته شده است:
1.بيماريهاي زراعي (Field Crops Diseases )
2.بيماريهاي سبزيجات (Vegtable Crops Diseases)
3.بيماريهاي درختان ميوه (Fruit Trees Diseases)
4.بيماريهاي درختان جنگلي ( Forest Trees Diseases)
5.بيماريهاي گياهان چمن (Truf Diseases)
6.بيماريهاي گياهان زينتي (Ornamental Diseases)
آنچه در پيدايي بيماريهاي گياهي موثر است عوامل ايجاد كنندهي آن است، كه در ادامه به معرفي عوامل بيماريزايي درانواع گياهان درپيش گفته اشاره ميشود:
عوامل بيماريزايي در گياهان
الف: بيماريهاي واگير (زنده):
1- قارچها
2- باكتريها
3- ويروسها و ويروئيدها
4- نماتدها
5- مايكوپلاسما
6- گياهان انگل گلدار
7-فيتوپلاسماها
معرفي عوامل بيماريزاي زنده- بیماریهای قارچی...
قارچشناسي:
مطالعهي بيماريهاي گياهي بهويژه قارچشناسي از رشتههاي اساسي علم گياهپزشكي است كه پس از حشرهشناسي در كشور ما مورد توجه قرار گرفت. لازم به توضيح است، قارچشناسان خارجي در ساليان گذشته، در جمعآوري، شناسايي و تشخيص قارچهاي گياهان ايران قدمهاي موثري برداشتهاند.
قارچها و بيماريهاي ناشي از آن:
قارچها موجودات زندهاي هستند، فاقد ريشه و كلروفيل كه قادربه انجام فتوسنتز نبوده و بايد مواد آلي را به صورت آماده جذب كنند. بيشتر قارچها به صورت ساپروفيت عمل ميكنند يعني با زندگي و تغذيه ازمواد آلي مرده به تجزيه آنها كمك ميكنند؛ تعدادي از قارچها در گياهان بيماريزا هستند هريك از قارچهاي پاتوژن گياهي ميتواند به يك يا چند گياه حمله كند.
روش نفوذ قارچها:
نفوذ قارچها به صورت مستقيم ازطريق منافذ طبيعي و يا ازطريق زخمها صورت ميگيرد. قارچها گستردهترين روش براي نفوذ دارند، عدسكها، روزنهها، روزنههاي آبي و يا قطرات آبي كه درسطح گياه وجود دارد نفوذ قارچها به درون گياه درگروهي توسط زخمها بهطور طبيعي درگياه وجود دارند و يا زخمهايي كه ازطريق مكانيكي درگياه ايجاد ميشوند (نفوذ غيرفعال).
نفوذ فعال قارچها به درون گياه از طريق توليد اندامي به نام Apperssorium صورت ميگيرد، پهن شدن سرميسليوم باعث ميشود كه سطح فشار افزايش يابد. ميخ نفوذ سبب ميشود كه فشار درواحد سطح افزايش يافته و قارچ بتواند ديواره سلولي را شكافته و وارد آن شود زمانيكه قارچ وارد بافت ميشود ميتواند ازطريق ميان سلولي يا درون سلولي درون بافت گسترش يابد. قارچها بهعنوان يكي از مهمترين عوامل بيماريزاي گياهي ميباشند كه بهدليل نداشتن كلروفيل قادر به ساختن غذاي خود نبوده، بلكه آن را از موجودات ديگر تأمين ميكنند.
برخي از بيماريهاي مهم قارچي در گياهان:
. زنگ
2. مرگ گياهچه
3. بازدگي
4. سفيدك كركي يا دروغي
5. سفيدك پودري يا حقيقي
6. سياهكها
7. پوسيدگي
8. بوته ميري
9.موميشدن
«پوسيدگيها سياهكها و زنگها از بيماريهاي مهم قارچي هستند.»
مقدمه
سلامت و بهبود رشد گیاهان در درجه اول مورد توجه کسانی است که به کاشت گیاهان ، تهیه و توزیع فرآوردههای گیاهی اشتغال دارند. میزان رشد و باروری گیاهان به فراهم بودن آب و مواد غذایی در خاک و تامین محدودههایی از شرایط مناسب جوی مانند حرارت ، رطوبت و نور بستگی دارد. هر عاملی که سلامت گیاهان را به مخاطره اندازد، ممکن است در میزان رشد و باروری آنها تاثیر منفی داشته باشد و از ارزش آنها و فرآوردههایشان بکاهد. بیمارگرهای گیاهی ، شرایط جوی نامناسب ، علفهای هرز و آفات گوناگون عمدهترین عوامل تقلیل محصول و یا نابودی گیاهان به شمار میروند.
مفهوم بیماری در گیاهان
گیاه سالم یا طبیعی گیاهی است ک بتواند عوامل فیزیولوژیک مختلف خود را به بهترین وجهی که توانایی ژنتیکی آن اجازه میدهد، به انجام برساند. هرگاه بر اثر عوامل زنده بیماریزا یا شرایط زیست محیطی چنان اختلالاتی در عملیات فیزیولوژیک بروز کند که گیاه را بیش از حد مشخص از رشد متعارف باز دارد، گیاه بیمار میشود. سلولها و بافتهای گیاهان بیمار عموما توسط عوامل بیماریزا تعضعیف و یا تخریب میشوند.
تاریخچه آسیب شناسی گیاهی
انسان از زمانهای قدیم نسبت به بیماریهای گیاهی آگاهی یافته است. در کتب قدیم از سوختگیها و سفیدکها همراه با بیماریهای انسان و جنگ به عنوان عامل تنبیه انسان یاد شده است. تئو فراستوس فیلسوف بزرگ یونانی که در 370 - 286 قبل از میلاد میزیسته، اولین کسی است که در مورد بیماریهای درختان ، غلات و بقولات مطالعه کرده و مقالاتی نوشته است. رومیها چنان از اثرات دردناک و مخرب زنگهای غلات آگاه بودند که برای خود خدای ویژهای به نام روبیگو خلق کرده بودند تا از آنان در مقابل زنگها حمایت کند. با اختراع میکروسکوپ در اواسط قرن 17 عصر جدیدی در علوم زیستی گشوده شد.
راههای ایجاد بیماری در گیاهان توسط عوامل بیماریزا
-
تضعیف میزبان با جذب مداوم مواد غذایی از سلولهای آن و استفاده به نفع رشد خود.
-
کشتن و یا ایجاد اختلال در متابولیسم سلولهای میزبان در اثر ترشح مواد سمی و آنزیمها و مواد تنظیم کننده رشد.
-
انسداد راه انتقال مواد غذایی ، معدنی و آب.
-
مصرف و جذب مواد داخل سلولهای میزبان از طریق تماس.
طبقه بندی بیماریهای گیاهی
دهها هزار بیماری وجود دارد که به گیاهان اهلی در سراسر جهان صدمه میزنند. بطور متوسط هر یک از گیاهان به حدود صد نوع بیماری مبتلا میشوند. روشهای زیادی برای طبقه بندی وجود دارد اما مفیدترین روش طبقه بندی بر اساس نوع بیمارگری است که بیماری را بوجود میآورد. بر اساس روش مزبور طبقه بندی بیماریها به شرح زیر است.
بیماریهای گیاهی واگیر
-
بیماریهای که بوسیله قارچها تولید میشوند.
-
بیماریهایی که بوسیله پروکاریوتها تولید میشوند.
-
بیماریهایی که بوسیله گیاهان عالی پارازیت بوجود میآیند.
-
بیماریهایی که توسط ویروسها تولید میشوند.
-
بیماریهایی که بوسیله پروتوزوآها تولید میشوند.
بیماریهای غیر واگیر
-
حرارت ناکافی یا بیش از اندازه آن
-
کمبود یا زیادی رطوبت خاک
-
نور ناکافی و یا بیش از حد بودن
-
فقدان اکسیژن
-
کمبودهای مواد غذایی
-
مسمویتها و ...
اهمیت بیماریهای گیاهی
اهمیت بیماریهای گیاهی برای انسان به علت خساراتی است که در نتیجه بیماری به گیاهان و فرآوردههای آنها وارد میشود. بیماریهای گیاهی ممکن است عامل محدود کننده کاشت یک گیاه در یک منطقه و یا یک کشور بوده و تمام گیاهان یک گونه را که به بیماری بخصوصی حساس هستند، نابود کند. علیرغم تفاوتهای موجود از نظر میزان و نوع خسارتهای مالی ناشی از بیماریها ، زارع مطلع و آگاه میتواند با استفاده از بهترین رقم مقاوم موجود ، روشهای مبارزه زراعی ، بیولوژیکی و شیمیایی ، نه تنها مدیریت مناسبی برای محصول خود داشته باشد بلکه حتی در سالهایی که دیگر زارعات ضررهای زیادی متحمل شدهاند، سود بیشتری بدست آورد.
مراحل مختلف ایجاد بیماری
در بیماریهای انگلی گیاهان برای اینکه انگل بتواند به داخل بافتهای گیاه میزبان نفوذ کند و ایجاد بیماری کند مراحل مختلی را طی مینماید. این مراحل عبارتند از:
-
مرحله آغشتگی یا تلقیح
-
نفوذ انگل به داخل بافتهای میزبان
-
عفونت یا ابتلا به بیماری
-
ظهور علایم
-
رشد و نمو ، انتشار در گیاه
-
زمستان گذرانی عامل بیماریزا
انواع بیماری در گیاهان
بیماریهای گیاهی را از نظر میزان پیشروی انگل در گیاه میتوان به دو دسته تقسیم کرد.
بیماری موضعی
در این حالت پیشروی انگل محدود به اطراف منطقه نفوذ است. این وضعیت در اغلب بیماریهای گیاهی دیده میشود. برای مثال میتوان از بیماری غربالی درختان میوه که عامل بیماری غربالی است نام برد و یا بیماری لکه گرد برگ کرفس.
بیماری عمومی
این بیماری در تمام اندامهای گیاه پخش میشود. این حالت در امراض ویروسی و بعضی قارچها که موجب پژمردگی نباتات میشود دیده میشود.
تشخیص بیماری
در بعضی از مواقع تشخیص بیماری فقط از روی علایم غیر ممکن است. این حالت مخصوص بیماریهایی است که ناشناخته بوده و برای اولین بار دیده میشوند. برای اثبات بیماریزایی اصول کخ باید اجرا شود که عبارت است از:
-
کشت نسج بیمار و جدا کردن انگل یا انگلها.
-
تشخیص انگل
-
تلقیح انگل تشخیص داده شده به گیاه سالم و ایجاد بیماری و مقایسه علایم بیماری با آنچه که در طبیعت دیده شده است.
-
جدا کردن مجدد انگل از گیاهی که مصنوعا بیمار شده.
-
تشخیص و مقایسه آن با انگل اولی.
در این حالت چنانچه بیماری ایجاد شده درست شبیه آنچه که در طبیعت بود، باشد و انگل شناخته شده نیز شباهت داشت، بیماریزایی آن ثابت شده است.
بیماری سفيدك پودري غلات Cereal powdery mildew
سفيدك حقيقي يكي از بيماريهاي مهم غلات در مناطق مرطوب است . عامل بيماري قارچ Erysiphe graminis (Blumeria graminis) است كه يك انگل اجباري است و روي جو بيشتر از سايرغلات خسارت وارد مي كند .
علائم بيماري بصورت لكه هاي سفيد رنگ است كه توسط توده ميسليومي سفيد مايل به خاكستري در سطح برگ و سنبله ها نيز آلوده شوند . اندامهاي باردهي قارچ به رنگ خاكستري مايل به زرد تا تيره در سطح ميسليومهاي پير تشكيل مي شود . در سطح زيرين برگ ؛ در محل آلودگي ، نقاط زرد ريز با بافت مرده ديده مي شود . در سطح ميسليومهاي كنيدي برها به وجود ميآيند كه كنيديهاي پودري زيادي توليد ميكنند .
در اواخر فصل رويش ، اندامهاي باردهي جنسي قارچ ( كليستوتيشيوم ) ، به رنگ تيره در سطح توده ميسليوم ، به صورت پراكنده قابل تشخيص است . ميسليومهاي قارچ معمولاً به صورت سطحي توسعه مي يابند . و تناه در قسمتهاي كه هوستوريوم توليد مي شود ، ميسليوم به داخل سلولهاي اپيدرمي نفوذ مي كند . در سطح ميسليوم كنيدي برهاي زيادي تشكيل مي شود كه حامل كنيدي هاي تخم مرغي ، شفاف و تك سلولي به ابعاد 8- 10* 20-35 ميكرون است . اندامهاي توليد مثل جنسي (كليستوتيشيوم ) قارچ كروي ، سياهرنگ با ديواره سخت و به قطر 150-300 ميكرون است . اين اندامها براي توليد آسكوسپور رسيده و به شرايط آب و هوايي و يا زمستانگذراني نياز دارند و كليستوتيشيومهايي كه روي گياهان در حال رشد ديده مي شود ، معمولاً داراي آسكوسپورهاي نارس هستند. قارچ E.graminis از حالت تخصصي بالايي در مقابل ميزبان برخوردار است ، به طوري كه براي هر يك از ميزبانها ، فرمهاي اختصاصي مخصوص به آن ميزبان وجود دارد. مثلاً ترتيكاله نسبت به فرمهاي مربوط به جو و گندم مقاومت بيشتري از خود نشان مي دهد . هر يك از فرمهاي اختصاصي نيز نژادهاي فيزيولوژيك مختلفي را شامل مي شود .
عكس العمل ارقام مختلف ميزبان متفاوت است وجود لكه هاي زرد و قهوه اي همراه با رشد توده ميسليوم و اسپور زايي زياد ، از مختصات ارقام حساس محسوب ميشود : در حاليكه در ارقام مقام لكه ها روشن بوده ، توده ميسليومي ديده نمي شود .كليستوتيشيوم قارچ بوفور در روي بافت آلوده ميزبن تشكيل مي شود ؛ اما آسكوسپور رسيده در آنها بندرت يافت مي شود . ظاهراً آسكوسپورها در ايجاد آلودگي اوليه نقش زيادي ندارند . توسعه قارچ بيشتر توسط ميسليومهايي كه در روي بقاياي گياهي آلوده يا ساير گياهان زنده زمستانگذراني ميكنند صورت ميگيرد .
کنترل:
بهترين روش كنترل قارچ انگل ، استفاده از ارقام مقاوم است . هر چند سمپاشي اندامهاي هوايي گياه توسط قارچكشها(آلتو، فولیکور، تیلت) نيز در بعضي از مناطق متداول است
این ویروس اولین بار در اروپا توصیف شد و تحت عنوان Pea leaf roll virus نامیده شد. ولی بعدها تغییر نام یافت و به Bean leaf roll V. بدل شد.
این ویروس اولین بار توسط کایذر از ایران گزارش شد و بعد هم از نقاط دیگر جهان گزارش گردید. این ویروس دامنه میزبانی وسیعی داشته و خسارت زیادی ایجاد میکند.
علائم در باقلا عبارت است از نوعی زردی در بوته که معمولاً از نوک برگ و فاصله ی بین رگبرگها شروع شده و در نهایت تمام برگ را زرد میکند. برگهای آلوده معمولاً ضخیم تر از معمول بوده و مقداری حالت قاشقی دارند ولی کاملاً لوله نمی شوند. برگها شکننده بوده و در انتهای بوته خیلی ریز و فلس مانند هستند و ممکن است انتهای بوته حالت نکروز ایجاد شود. بوته ها کوتاه می مانند و فاصله ی بین برگها (میان گره ها) بخصوص در انتهای بوته شدیدأ کاهش می یابد و محصول یا تولید نمی شود یا خیلی کم میشود.
در بعضی دیگر از انواع حبوبات مثل نخودفرنگی، شنبلیله و نوعی علف هرز به نام باقلاموشی علائم درست مانند علائم باقلا می باشد ولی در بعضی دیگر از گیاهان مثل یونجه، نخودایرانی، عدس و لوبیا علائم مقداری فرق میکند ممکن است با بیماریهای دیگر اشتباه شود.
عامل بیماری ، ویروسی است از گروه Leuteo virus به قطر 25nmکه با شته و به طور پایا منتقل میشود. این ویروس معمولاً در بافت آبکشی قرار دارد و انتقال مکانیکی ندارد. در مزارع باقلای اطراف شیراز معمولاً اولین آلودگیها در اوایل پاییز صورت میگیرد که تشخیص آن مشکل است و در تمام طول زمستان بصورت تک وتوک در مزرعه بوته ی آلوده دیده میشود ولی در شروع بهار این آلودگیها زیاد شده و در اواسط بهار به حدود صددرصد میرسد.
ناپایداری ویروس در منابع مختلف مانند یونجه، شیرین بیان و... صورت میگیرد. برای کنترل بیماری چندین کار می توان پیشنهاد کرد:
1- حذف منابع آلودگی مانند علفهای هرز، یونجه و... .
2- مبارزه با ناقل.
3- استفاده از ارقام مقاوم. ارقام مقاوم در باقلا وجود ندارد ولی در لوبیا، نخود و نخودفرنگی وجود دارد.
4- تنظیم تاریخ کاشت. کاشت دیر باعث میشود که آلودگی پاییزه کاهش یابد

بيماري موزائيك چغندر يكي از سه بيماري ويروسي مهم چغندر كاري ايران ميباشد كه كم و بيش انتشار دارد . بيماري علاوه بر چغندر قند ، روي چغندر علوفه اي لبوئي و برگي نيز شيوع دارد و خسارت آن روي چغندر قند بذري به مراتب بيشتر است .
نشانه هاي بيماري
اولين نشانه هاي بيماري موزائيك چغندر ، روشن شدن رگبرگهاست كه متعاقباً در اواخر بهار و ماهاي پائيز كه هوا گرم نميباشد ظاهر مي شود .لكه هاي تغير رنگ يافته كه به طور نامنظم هستند حالت موزائيكي به برگ داده و در صورت شدت بيماري پهنك برگ چين خوردگي پيدا ميكند . لبه برگهاي جوان به طرف داخل لوله ميشود و به طور كلي رشد بوته نيز بر اثر حمله بيماري كم شده، كوتاه و كوتوله ميماند .
عامل بيماري
عامل بيماري ( Beet mosaic virus ) ويروسي از گروه Potyvirus ميباشد
ويروس موزائيك چغندر به وسيله بذر منتقل نميشود ولي به وسيله تلقيح عصاره گياه آلوده و به كمك پودر كربوراندوم و يا مالش شديد به گياه سالم قابل انتقال است . اين ويروس بسهولت توسط شته سبز هلو ( Myzus Persicae )، شته سياه باقلا ( Aphis fabae ) و بعضي از انواع ديگر شتهها منتقل ميشود .
کنترل
براي کنترل با بيماري بايد سعي نمود حشرات ناقل كنترل شوند
